بزن نی زن نوایت آتشین است
نوای نی عجب شورآفرین است
نوای نی که جان را می نوازد
عم عالم دلم را می گذارد
غم عالم به دوش زینب افتاد
چو نی در آتش و تاب و تب افتاد
سبو در دست با دل گفتگو کرد
به سمت کاروان عشق رو کرد
سبو افتاد و دل سیراب شد آه!
فرات از تشنگی بی تاب شد آه!
رسید آتش به جان نی چه نایی!
چه سری دارد این نی یا الهی!
دوباره نی نوا در نینوا سوخت
تمام نی لبک ها بی صدا سوخت
نوای نینوا را سر بریدند
زمین تا آسمان را لاله چیدند
به روی نیزه ها گل کرد خورشید
علم شد نینوا از نای جوشید
بزن نی زن نوایت آتشین است
بزن از درد زینب دل حزین است
غریبی و اسیری درد باشد
بزن نی زن که زینب مرد باشد
بزن نی زن بزن نی زن بزن نی
به نام یا هو یا هو بزن هی.
مریم السادات سجادی-قم
نکته مدیریتی:همه ما بزرگ تر می شیم،منتهاگاهی یادمون می ره! یادتون نره!
روزانه یک:با پرپر دوست قدیمی ام حرف می زنم و متوجه می شم که برادر کوچولوی خوشگل دوستم که به روز باهاش بازی می کردیم حالا فلان سمت رو داره و .... بزرگ شدیما! اما من هنوز 12 ساله، کلاس پنجم هستم مگه نه دادا؟
روزانه دو:آقای دکتر در حالیکه گوشی رو می ذاره کنار می گه، خانم شما چیزیتون نیست.از منم سالمترین!!! کی گفته دکترها از همه سالمترن!؟
روزانه سه:از یه زندگی سخت 5 ساله جدا شده، تمام مدت اما ذهنشو پر کرده به خاطر سوءاستفاده های شوهر سابق ! بهش می گم دیگه کمتر بهش فکر کن . بذار این روزهات رو به خاطرش از دست ندی! حال رو دریاب!
روزانه چهار: حضور ذهن چیز خوبیه، بهتر از اون اینه که وقتی اشتباهات خودت رو یاد میارن تو هم روت بشه خطاهای اونا رو بگی!
روزانه پنج: جات خالیه، الآن بوی سیب رو گذاشتم، یادم افتاد به اینکه عاجزت کردم تا برام پیداش کردی! L
روزانه شش:امروز تاسوعاست،امشب یکی از رسوم قدیمی بوشهر اجرا می شه.مردم از حدود 7ونیم شب(تاریکی هوا) میرن به سمت چهار محله قدیمی بوشهر و به هر مسجدی که می رسن شمع می زنن (روشن کردن شمع به معنی روشنایی و رهایی از ظلمت است)، در این بین تمام منازلی که توی محرم مراسم روضه دارن هم منبر رو می ذارن بیرون و مردم اونجا هم شمع می زنن، خیلی با صفاست.یکی از قشتگترین قسمتها اون کوچه ایه که خیلی تنگه و روی دیوارهاش شمع می زنن.خیلی حزینه. به قول بوشهری ها مرواتون همه سال!
فال فندق:
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شوریست که جان ها همه پروانه اوست
این شعر رو مومو جونم بالای یکی از انشاهاش نوشته بود و الان با یادآوری باباجونم یادم اومد!