درآمد از در، خندان لب و گشاده جبین
کنار من بنشست و غبار عم بنشاند
فشرد حافظ محبوب را به سینه خویش
دلم به سینه فرو ریخت:"تا چه خواهد خواند"
به ناز، چشم فرو بست و صفحه ای بگشود
به شادمانی ، کوبید پای و دست افشاند!
مرا فشرد در آغوش و خنده ای زد و گفت:
"رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند"
هزار بوسه زدم بر ترانه استاد
هزار بار بر آن روح پاک رحمت باد
فریدون مشیری (به بهانه فال شب یلدا)
نکته مدیریتی:فکر کردن زیاد روی یه تصمیم گیری نیمه مهم ، زیاده...زود تصمیم بگیر!
روزانه یک:برای خیلی از وبلاگ ها نمی تونم کامنت بذارم که من اومدم برای بعضیا هم اونقدر گذاشتم که بدونن خوانندشون هستم و گاهی نیامدن سراغم. وگرنه من تو فکر همه ی دوستان عزیزم هستم حتی اگر کامنت ندم!
روزانه دو:یادم افتاد به اینکه اگه گاهی صبر می کردم و دیرتر عصبانی می شدم زودتر می شناختمت!
روزانه سه:سه چهار ماه پیش به این طرف که وقت نداشتم هزار تا کار انجام نشده داسته ، این ماه که آزادم ، نمی دونم کارهای طبقه بندی شده ام رو از کجا شروع کنم.
روزانه چهار:میگلچه و مهتاب من رو به بازی شب یلدا دعوت کردن البته می خواستم بدون دعوت بیام که نشد! و چون از شب یلدا گذشته من دعوتی ندارم!
1-معتقدم سلامتی بهترین نعمته. و به همین دلیل همیشه نگران سلامتی عزیزانم هستم!
2-عاشق شعر و گل و موسیقی و نور و رقص و خنده و بستنی و موزم و از خیانت و دروغ متنفرم.
3-دلم می خواد جایزه نوبل نویسندگی رو ببرم!
4-همیشه حدس های حسی من درست از آب درمی آن! همیشه.
5-مهندسی مکانیک خوندم ولی کاش طراحی صنعتی خونده بودم!

ویش:خدایا همه بیماران رو شفا بده.مخصوصا اون چشم به درهایی که فقط منتظر معجزه هستند!
فال فندق:
ز شوق آنکه خواند نامه ام را آنچنان شادم
که در وقت نوشتن می رود نام خود از یادم!