جستجو در وبلاگ:


۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۹:۵۳

● لينک‌های همسایه


● لينک‌های ورودی
vnwdl.knows.nl
wjakupcake.freehostingsolution.com
todnotrahnikiw.edo-jidai.com
selolowo.angelfire.com
myjaneqyn.byethost32.com
yodnotrahnikifjf.hit.bg
todnotrahnikiq.aq.pl
yodnotrahnikiw.chottu.net
xfkdyulf.hit.bg
todnotrahnikiq.bezsternika.pl

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۱۴۱۳ بازديد
ديروز: ۱۵۲۴ بازديد
اين ماه: ۳۲۸۸۱ بازديد
از ابتدا: ۱۲۷۲۸۶۳ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6

۰۹ دی ۱۳۸۲ .
خاموشي .

 

تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
به قول سايه جونم اينقدر گريه کرديم که اشکامون ته کشيدن همش هم نگرانيم که اين کمکا به دستشون رسيده يا نه خدا به همه صبر بده
                                                        ***
-مکان: دفتر شرکت
افراد حاضر در صحنه:خودم، جعفر ، زن جعفر ( سايه ) ، تيمور کودک اين زوج حضور ندارد
زمان : قبل از ظهر
 اينترنت اکسپلورر جلوم بازه ، وارد هر پيجی که می شم و می خوام برگردم دکمه ی Back مربوط به اينترنت اکسپلورر درست کار نمی کند و مرتبا پيغام  The page has expired  می دهد با ناراحتی به جعفر که رئيس واحد است می گويم: اين دکمه ی بک کار نمی کنه . جعفر نگاهی به من و  به صفحه ی مانيتورم می اندازد و می گويد : خوب با اسپری پاکش کن.
                                                        ***
استاد ايرج بسطامی متولد ۱۳۳۶ برای مدتی در بم سکونت داشت به گفته ی کيوان ساکت آهنگساز ،يکی از نادره های آواز ايران با صدايی بسيار وسيع و تاثيرگذار بود و آلبوم هايی نظير سکوت ، افق مهر ، مژده بهار و رقص آشفته اجرا کرده بود. روح او و همه جان باختگان شاد.
                                           



نظرات (۰) ساعت ۱۹:۱۱ لينک
۰۷ دی ۱۳۸۲ .
.

  ۱-
 اولين دوره جايزه ادبی پروين اعتصامی ، در ۴ رشته نقد ادبی ، شعر ، داستان و پژوهش ادبی همزمان با تولد پروين اعتصامی ، ۲۵ اسفند ماه برگزار می شود. برپايی جايزه ادبی پروبن اعتصامی ، ايده ی مجامع فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که با مشارکت مرکز امور زنان رياست جمهوری برگزار می شود.

      ۲-
می گه :ميناتم کوتاک کردی خيليم روت مياتا
 می گم:خوب تو هم موهاتو کوتاه کن 
می گه:هانه منم ای مينام کوتاک کنما نه که مغزم عقبن مينام زودی در ميا يعنيا رشدش خيلی خوبن
تو دلم می گم مگه تو مغزم داری؟  
(اين گفتگو بين من و خيری رخ داده است)

     ۳- 
چند روز پيش دستگاه فکس جديدی برای شرکت رسيده بود
 خانم مشکی
( منشی دفتر) به جان کوچولو (ريز علی -انبار دار) زنگ می زنه و می گه :( اين جمله رو با ناز بخونيد ) : بيا تو اتاقم کارتون پرينتر رو ببر . ريزعلی هم به اونجا می ره و با يه کارتون ( کارتون فکس) وارد اتاق من می شه و با تعريف واقعه می گه: ببخشيا مو خو خيليم چی سرم نمی شه اما شما که اطلاعتتون خوبه سيم بگين ای جعبيکو مال چنن؟ بهش گفتم اين همون پرينتره که از گفته های تلفنی شما پرينت می گيره .يهو حسين دله ( يکی از کارگران که بسيار خلاق و در ضمن سوادی در حد دبستان دارد) می گه : والا مو خو چی نی فمم اما به نظرم ای همو اينترنتن که می گن.
     ۴-
توفـــان بريز ســـــاحل آرامش مرا
ای ناگهان به هم زده آسايش مرا
    

پ.ن ۱-مين=مو   مينا= موها
       ۲-کوتاک=کوتاه
       ۳-اسامی که در مطلب شماره ۳ آمده اند اسامی مستعار بعضی از همکاران بنده ميباشد
.




نظرات (۰) ساعت ۱۷:۴۰ لينک
۰۲ دی ۱۳۸۲ .
يلداي چشمات .

واسه کفتر دلم پر  می ذارم
اونو رو يه بوم ديگه می ذارم
نذر اين دلی که پرپر می زنه
تو قفس يه دونه کفتر می ذارم
عشقمو ور می دارم از آدما
واسه يه دنيای بهتر می ذارم
تو قماری که همه چيزمو برد
واسه دور بعدی هم سر می ذارم
توی اين سينه سرمازدگی
عکس يه قلب صنوبر می ذارم
تا بدونی که هميشه يادتم
اسمتو بالای دقتر می ذارم
اما اون يلدای چشمای تورو
تا سحر تو بيت آخر می ذارم
                                             *******
فکر کردی تا حالا چه توقعی از بقيه داری؟ قراره به هر کی محبت کنی اونم محبت کنه؟ يا پشت سر هر کی بد گفتی اونم بد تو رو بگه؟ اگه به يکی احترام بذاری حتما اونم بايد احترام بذاره؟ يا اگه ملاحظه يکی کردی اونم ملاحظه تو بکنه؟ نتيجه منطقی هر کار تو همينه اما آيا همه منطقی هستن؟  وقتی چند بار گفتی چشم چشم نتيجه اش اين نشده که اگه يه بار بگی نه تو سرت بزنه؟ يا اگه هميشه اونه که اشتباه می کنه و خودش هم می دونه و تو به روش نمی ياری و اگه يه بار تو اشتباه کنی تا ابد اشتباه تو رو تو يادش نره؟ اما اگه هنوزم اشتباه کنه تو باز به روی خودت نمی ياری . اگه امر بکنه بازم می گی چشم و اگه محبت نکنه بازم محبت می کنی؟ هنوز نشناختيش؟

*** راستی به نيما سر زدين؟


نظرات (۰) ساعت ۲۱:۲۲ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
داستان
فتوبلاگ

هوای پریدن آبی بود.
شهريور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
مهر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

پرهای پرواز دستان توست

عاشق که باشی

هوای پریدن آبیست

عاشق تر که شوی

محو می شوی

دوست داری بیشتر راه بروی

کنار روحی که فراز ابرهاست.

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:
mahasta14@gmail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:

© Copyright weblog 2003