شعرهای خال خالی
از نردبان بالا می روند
پيش آفتاب
آرام آرام روی خيالم راه می روند
کلاغ پر بازی می کنند
گل پر
خورشيد پر
شعرهای خال خالی هم پر.
نکته مدیریتی:کم بخور، هردقیقه هم نخور!!!!
روزانه یک:یه جایی می خونم که انتقال متن نوشته شده از ورد به وبلاگ باعث انتقال حجمی از کدها می شه که باز کردن وبلاگ رو کند می کنه، پس توی ورد می نویسم توی نت پد پیستش می کنم و می ذارمش توی وبلاگم نتیجه این می شه که متنم با یه فونت ریز متولد می شه!!
روزانه دو:توی وبلاگا می گردم... آرزوهای خودمو می بینم که نزد دیگران برآورده شده اما پیش من کم رنگ شده، ادیتشون می کنم و پررنگ تر تجسمشون می کنم.
روزانه سه:توی این سالها از دبیرستان تااا دانشگاه دوستای خوبی پیدا کردم مثل رزا که اگرچه اکثر سال از هم دوریم ولی همیشه با هم از بقیه دوست تریم! ( حداقل برای من که اینطوره) مثل مریم که اونم دوره مثل آذین و ساناز که دورن!! ولی یه دوستی دارم که البته اون هم از لحاظ مسافت ازم دوره ولی اینقدر باهاش تفاهم دارم و نگفته حرفام رو می فهمه که انگار باهاش دوقلو هستم هرچند 5 سال دیرتر دنیا اومدم و اون پشت پرده ی اتاق ناهارخوری از خدا خواست بهش یه خواهر بده! وقتی این جمله رو دیدم فهمیدم که چرا این روزها شادترم، چون سرشارم از انرژی دیدن خواهرم، چون سرشار از انرژی دوباره دیدنش چون الان بیشتر از یه لحظه قبل می دونم خواهر داشتن چه نعمتیه! موموی دوست داشتنی امروز هفتم مهر 88 ، توی تاریخش دوتا هفت داره دوتا هشت!
روزانه چهار:سال 81 تا حالا دارم وبلاگ می نویسم .شهریور81 تا الان! یه عمریه تا الانا. می تونه وبلاگم بره مدرسه دیگه!
روزانه پنج:هوا خوبه، رو به بهبود! پاییز قشنگه حتی اگه برگی زرد و نارنجی نشه!