جستجو در وبلاگ:


۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۹:۳۹

● لينک‌های همسایه


● لينک‌های ورودی
selolowo.angelfire.com
todnotrahnikiw.edo-jidai.com
myjaneqyn.byethost32.com
yodnotrahnikifjf.hit.bg
todnotrahnikiq.aq.pl
yodnotrahnikiw.chottu.net
xfkdyulf.hit.bg
todnotrahnikiq.bezsternika.pl
uodnotrahniki.surge8.com
1dietvd.hit.bg

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۱۳۸۷ بازديد
ديروز: ۱۵۲۴ بازديد
اين ماه: ۳۲۸۵۵ بازديد
از ابتدا: ۱۲۷۲۸۳۷ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6

۳۱ شهريور ۱۳۸۳ .
یک وجب .

 

۱-خبر:ناتینگهام:یک دانشجو در ناتینگهام موفق به طراحی نرم افزاری شد که به خریداران اینترنتی اجازه می دهد کیفیت پارچه ها و لباس هایی را که می خرند بسنجند.این نرم افزار یک تصویر سه بعدی در اخنیار کاربر قرار می دهدکه وی قادر است با ماوس کامپیوتر  این تصویر را بچرخاند.قرار است این دانشجوی دختر سال آینده این نرم افزار را به فروش برساند.

 

۲-حادثه:دو عدد بچه گربه به همراه خانواده در کانال زیرزمینی کارخانه ما یافت شدند.اینها که دست جمعی در کانالی که برای لوله کشی هوا و آب حفر شده بود به وسیله سروصدا موجودیت خود را اعلان کردند و هردو بچه به بیرون انتقال یافتند اما پدر یا مادر گردن کلفت آنخا همچنان در کانال به طرز مشکوکی باقیست!

 

۳-کلاس اولی ها امروز اولین روز مدرسشونه...کلاس اولی کوچولوی ما «نقطه جان امیدوارم زود زود باسواد شی»

 

 ۴-به پا نرسیده

از سر

گذشت

 

و زندگی

همین یک وجب بود.

۵-اینم یه هدیه از طرف یک هویج دور از وطن...یه لینکه

باسواد (۱۲) ساعت ۰۸:۲۱ لينک
۲۵ شهريور ۱۳۸۳ .
مرز .

۱-برنامه های دوربین مخفی خارجکی رو دیدین؟ انواع و اقسام آزارها و اذیت ها رو واسه مردم  در صحنه ایجاد می کنن  اما واکنش مردم چیه؟ بعد از تعجب حنده است با ملایمت حتی اگه طرف حرصی هم بشه شدیدترین واکنش تکان دادن دست و بی اعتنایی به قضیه است. حالا فرض کنین یکی ار این برنامه ها بخواد توی ایران ضبط بشه مطمئنم که کمترین واکنش داد و فریاد و دعواست! میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.

 

۲-یک مد تازه: چلچراغ واسه مد جدید پرونده سازی کرده...یوگا کریشنا و یک قاشق چایخوری معنویت.کمی تا قسمتی افسرده ای .نه اینکه واقعا باشی ها نه کلاس کار ایجاب می کنه.با دوست با کلاس ترت حرف می زنی و از لحظات مکاشفه ی قبل از سحر در سومین روز بعد از طلوع ماه نو نت برمی داری به یه روانکاو عارف نشون می دی . به امید یافتن معجزه برای زندگی که حقیقتا کمبودی نداره راه می افتی . راز ذهنی رویاهای مادرت رو به یاد میاری و هر روز این همه راه می کوبی و به کلاس این و اون می ری تا انرژی مثبت بگیری ....و آخر از همه بعد از اینکه بیست بار از فراسو به یوگا و مدیتیشن و کریشنا و رایکی  تعویض موضع می دی نتیجه می گیری که چقدر همه چی پوچه بدون اینکه یک ذره معنویتت به طور مکانیکی تکثیر شده باشه!!! واقعا نتیجه ی این همه زحمت اون عارف همین بوده؟

ب و ن ی

 

۳-خاطره: یک کارگری داریم توی کارخونه که از قضا آقایی هس توی سن و سال خودمون ( کلا توی کارخونه ای که من کار می کنم سن و سال شاغلین بین ۲۲ تا ۳۰ می باشد!) که اهل یکی از روستاهای اطرافه و ایشون بسیار بسیار به مرد بودن خودشون تعصب دارن طوریکه یکبار با خانمی که مسول کنترل کیفی محصولات هستن برخورد داشت و  به دلیل اینکه یک خانم بهشون تذکر محکمی داده بود پیش رییس شکایت کرده بود الآن چند روزه که ایشون از کارگر ساده بودن به کارگر فنی ارتقا شغل پیدا کردن و جالب اینجاس که ناچاره از دخترهایی که از خودش کوچکترن کارهای فنی یکی از دستگاه ها رو یاد بگیره! قیافش دیدنی و تمرکزش مثال زدنیه!

 

۴-مرزها را

گم کرده ام

مرز خوبی

مرز راستی

مرزماندن

...

یادت نیس مرز بودنم را کجا جا گذاشته ام؟

 

۵-سایت خون و انکولوژی ایران. خدایا همه بیمار ها رو شفا بده.

 

۶-کتاب رکوردهای گينس رکورد جهانی سرعت را که امسال توسط هواپيمای مدل X-43A ناسا به جاگذاشته شد به رسميت شناخته است. ادامه مطلب

 

۷-آقای خاتمی در تاجيکستان به روايت تصوير

 

 ۸-الان با سمیه آشنا بشيم که 6 ساله ورزش پاراگلايدينگ می کنه. ورزشی که شامل یک چتر مستطيل شکله که در دو گوشه تسمه و دستگيره داره که با اونها می شه تغيير جهت داد.ادامه مطلب

 

۹-خوشم میاد که هوای بودنم هم آبیه البته من اصولا از خودم خوشم میاد

درد هم نداره با هم دعوامون هم نمی شه. به هم خیانت نمی کنیم دروغ نمی گیم بعد ۱۰۰ سال هم یکی دیگه رو جایگزین نمی کنیم یه کلام تفاهم مطلق.


 

۹/۱-حوادث :دیشب یک جسد متعلق به آدمی در جاده ی خوشاب یافت شده است این جسد دارای سری له شده بوده است و از هویت اشان خبری در دست نیست.

خبرگزاری آقارضا دات خودش

یادش نیس (۱۱) ساعت ۲۰:۲۹ لينک
۲۳ شهريور ۱۳۸۳ .
جم جمک .

۱-می شینم یه گوشه چار زانو  دستامو مشت می کنم و می ذارمشون روی هم و می خونم جم جمک برگ خزون...بقیش یادم نیس دلم هم نمی خواد یادم بیادش یاد چی اون روزایی که نمی دونستم بدی هم هس؟ اون روزایی که می ترسیدم بد باشی بدی کنی و من بدی ببینم اما من فقط ترسشو داشتم...اما حالا بگذریم بهتره نه؟ هروقت حوصله ی من و پرحرفی هامو نداری همین می شه که الانه من خودم تنهایی بشینم یه گوشه و جم جمک برگ خزون بازی کنم تازه بعدشم یادم بره ادامه شعرش چیه اونوقت پاشم بیام ازت بپرسم و باز روز از نو روزی از نو راستی چرا تو رو یادم نمی ره؟ من که همه چی یادم رفته حتی شعرام ! اما مگه کسی خودشو یادش می ره؟ مگه تو خودمی؟ آخی چه من نازی!

 

۲-نکته ی مدیریتی۱:وقتی یکی یه چیزی می گه گوش کنین  مخصوصا وقتی اون یکی من باشه!!! چونکه بعدش پشیمون می شین  شایدم کور پشیمون بشین اونوقت من میام می گم نصف حقته!

 

۳-لندن:۱۰ سال پیش اولین کافی نت جهان در شهر لندن راه اندازی شد و از آن زمان تا کنون بیش از ۲۰ هزار کافی نت در ۱۷۱کشور جهان تاسیس شده است.به جهت گرامیداشت دهمین سالگرد کافی نت ها پایگاه اینترنتی یاهو کافی نت های سراسر جهان را مورد ارزیابی قرار داده است.زیباترین و لوکس ترین کافی نت جهان باشگاه فلگمانیک داگ در کشور روسیه  در میدان سرخ قرار دارد.همچنین عجیب ترین محل کافی نت جهان در یک خشکشویی به نام برین واش در سان فرانسیسکو قرار دارد.و اما دورافتاده ترین و خلوت ترین کافی نت در تیمباکوی لیما (آفریقا)واقع می باشد.

 

۴-هرکی روزای ۲۲، ۲۳، ۲۵، ۲۶، ۲۷ شهريور می ره کنسرت کامکارها جای منو خالی کنه آخیییی ! خرید اینترنتی از بتهوون

 

۵-

من گم شده ام

حیف رویاهای نقره ای من را

باد فراموش کرد ببرد

وگرنه باز می گشتم

و می شدم همان که بودم

همان که نمی خواهی!

 

جم جمک نقره ای (۹) ساعت ۲۳:۱۸ لينک
۲۰ شهريور ۱۳۸۳ .
اولدوز .

بی تو

 انگار

 که این پنجره ها دیوارند

باز با من

سر لجبازی دارند

 

                                                  ***

م.ت قدم زنان وارد سالن می شود و متو جه می شود که سالن تولید بسیار کثیف می باشد رو می کند به م.ی و می گوید: سالن کثیف است م.ی می گوید :دیروز کثیف تر از این بود . م.ت می گوید :مگر امروز سالن را تمیز کدره اند؟ م.ی می گوید :نه ولی دیروز سالن از امروز کثیف تر بود!!!

                                                 ***

 

می گن شهریور ماه هنرمنداهه...دلکش...فریدون و صمد بهرنگی....کتابای صمد بهرنگی رو با اون جلدای مقوایی صورتی یادم هست هنوز هم دارمشون با چه اشتیاقی اونا رو دوباره و سه باره می خوندم با اینکه همیشه می دونستم بر سر اولدوز چی میات ولی بازم اشتیاق غرق شدن توی یه داستانی که مال بچه ها بود و قهرمان داستانش یه دختر بچه ی آذری منو وادار می کرد بخونمش...اولدوز و کلاغ ها و عروسک سخنگو و ماهی سیاه کوچولو ... تا مدتها انتشار جدیدی از این کتاب ها نبود تا اینکه گمونم دو سال پیش از این بود و اتفاقا توی شهریور ماه که برای تولد خواهرم به دنبال یه کتاب خاص می گشتم و کتابی با عنوان "متن کامل قصه های صمد بهرنگی" پیدا کردم. چه کتابی بهتر از این هم خاطره بود و هم خاطره!!!

اینم یه هدیه از هادیتون.

                                             ***

مصاحبه ای با خانم افشان کتابچی در گالری گلستان...پاپ آرت و آثار اندی وارهول
اولدوز یا یاشار (۱۲) ساعت ۲۰:۲۷ لينک
۱۶ شهريور ۱۳۸۳ .
بازهم .

می خوام وبلاگم رو آپ کنم ....مطالبی رو که تو ذهنمه سورت می کنم و فایل ها رو یکی  یکی باز و بسته می کنم...کلی مطلب نوشته نشده ی ادیت نشده دارم...بعضیاشو نمی تونم بنویسم چونکه راجع به حماقت های یه عده ای هس که با اینکه خنده دار و جالب هستن ولی مطمئنا اگه اونا به اینجا سر بزنن منو تکه تکه خواهند کرد البته به روش دی جی تال...بعضی از مطلب ها خیلی خصوصین...بعضیاشون تاریخ مصرفشون گذشته ...بعضیاشون یه سو تفاهمات خاصی ایجاد می کنن....تهران هم نیستم که از این کنسرت یا اون نمایشگاه یا از جدیدترین فیلم و کتابی که تو انقلاب و ... آمده بنویسم...کافی شاپ خاصی هم نیس که با دوستام مثلا بریم اونجا و اتفاقاتی بیفته و

اینا..ای باباخبرها رو هم که دیگر دوستان وبلاگ نویس زودتر از من نوشتن و نقد کردن...

 

                                    *****                                         

باز هم

شب شده

و من

شانه هایت را کم آورده ام

...

بودی

اشک

فرصت آمدن نداشت.

                                      *****

خوبه که هستی تا من شعر بنویسم.

فرصت (۱۵) ساعت ۰۰:۰۶ لينک
۱۴ شهريور ۱۳۸۳ .
اینطوریه .

, No one falls in love by choice, it is by CHANCE. No one stays in love by chance, it is by WORK. And no one falls out of love by chance, it is by CHOICE

 

 

 

بونی نشسته گوشه سه وجهی اتاق و ادای ناراحتا رو در میاره ...سربسرش می ذاری...نه به هیچ صراطی مستقیم نیس... پامی شه یه چرخی می زنه دوباره که چشمت بهش می افته می بینیش که خندونه اما تو فکر...گردنشو کج می کنه...لپش و چال می ده و متفکرانه می گه :چرا دلم تنگ نشده؟

می ره بیرون و با یه بستنی برمی گرده لبخندش یه کم فرق کرده...چشماشو تنگ می کنه و می گه اگه بدونی هستش حتی اگه نبینیش می دونی تو هواش نفس می کشی...ولی وقتی نیس هواش هم نیس که توش بنفسی!

 

 

حالت خوب نیس صب که رفتی سر کار اول از همه منشی شرکت با حرص از دو تا از کارگرا شکایت می کنه و عصبیت می کنه..... برنامه تولید به خاطر یه سفارش جدید به هم می ریزه...تا ساعت 2 سر یه جلسه بیهوده معطل می شی و از گرسنگی رو به موتی...وقت برگشتن هم طبق معمول ربع ساعتی توی گرما معطل می شی تا بقیه بیان...حتی حوصله ی باشگاه رو نداری با این حال با بی حالی می ری باشگا سر کوچه 3 تا پسر بچه ی دوم سوم دبستانی به توپ سفید مشکی و کفش ورزشی نارنجیت گیر می دن و تا آخر روزت رو پر ازخنده می کنن.

  ***                                           

این پست مربوط به امروز نیست...امروز بونی اینطوریه البته باید دیروز اینطوری بودا اما کی تحویل گرفت     

 

تحویل (۸) ساعت ۱۶:۳۳ لينک
۰۴ شهريور ۱۳۸۳ .
آفرین .

تا انتهای

 کوچه ها

 مهربانیت

تمام نمی شود

می ترسم

از محبت کم بیاری ام.

 

                                                  *****

خنده....چشم

اخم...اصلا

حرف...کم

خوش اخلاقی ...چشم

عصبانیت...ابدا

ناراحتی...هرگز

...

کسی مراعات منو می کنه؟... عمرا!

 

                                             *********

هرکول ایرانی در یونان ......آفرین. اینم جدیدترین لینک خبرش.

 

 

 

 

 

آفرین (۲۷) ساعت ۲۳:۱۹ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
داستان
فتوبلاگ

هوای پریدن آبی بود.
شهريور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
مهر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

پرهای پرواز دستان توست

عاشق که باشی

هوای پریدن آبیست

عاشق تر که شوی

محو می شوی

دوست داری بیشتر راه بروی

کنار روحی که فراز ابرهاست.

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:
mahasta14@gmail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:

© Copyright weblog 2003