ای ریخته بر هستی من هر چه ستاره
ماهور مرا برده به آن شور دوباره
با تو شده قاطی به زوایای وجودم
آمیزه ای از شعر و گل و عطر وستاره
... کروس احمدی
نکته مدیریتی یک: همراه باشید که پله های ترقی رو طی کنه ، ولی نه اونقدر که با شانه های زخمی ، جا بمونین!
نکته مدیریتی دو : اگه قرارداد امضا نمی کنی و می گی مگه خلم که با این دستمزد کم بیام کار کنم ، اقلا پس از گذشت فقط و فقط یک روز به شکر خوری نیفت!(البته سوژه خنده من رو جور کردی –مرسی)
روزانه یک : به علت مودم سوختگی دوهفته اینترنت نداشته بیدیم!
روزانه دو : می خواستم روز مادر و تولد می گل و خواهرانه رو به موقع تبریک بگم ، که خالا بی موقع می گم!
روزانه سه :تا دیشب ، همین دیشب هوا هنوز مردادی نشده بود ، ولی آی داره گرم می شه ، مرداد داره خودی نشون می ده. ای ول شرجی.
روزانه چهار: همون آناهید فسقل پست قبلیم ، دوباره اسم منو فراموش کرده ، بهش گفتم اسمم تربچه است .اون هم انگار نه انگار گفت : تربچه بیا بریم تو ، تربچه کفشاتو اینجا دربیار ، تربچه برام کادو چی آوردی ....!
روزانه پنج: زدم بر طبل بی عاری ، که این هم عالمی داره.
روزانه شش :کنسرت بانوان در بوشهر برگزار شد.اولا خوب بود ( من که مو سی قی ن و دونم) .اما بگم که در گروه شش نفر ویولن، دو نفر تار ، یک نفر دف ، یک نفر تمبک ، یک نفر بم تار( که خواننده هم بود ) و یک نفر سنتور می زد ، و در تمام دو ساهت تنها صدای موجود در سالن (به جز ونگ ونگ نی نی خا و صدای پچ پچ مامان ها ) صدای خواننده و سنتور بود .عجیب بید ، نبید؟ اونکه دف می زد که اساسا چرت می زد! بعد از کنسرت سنتی دیشب ، من و همراهم در حالیکه سرمست از صدای الهه نازی خواننده بودیم آواز می خوندیم ....مشکی رنگ عشقه...!!!
روزانه ادامه شش، یکی بالای سرمون نشسته بود ، اشاره کرد به خانمی که تار می زد و گفت : این خانمه چقدر قشنگ ویولن می زنه.....!!!!!!!!!!!
روزانه هفت: امشب تهران بوشهره!

فال فندق:
می طپد بسکه ز شوقت دل بی کینه من
شده نزدیک که بیرون خزد از سینه من (والی قمی)