جستجو در وبلاگ:


۱۷ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۹:۵۳

● لينک‌های همسایه


● لينک‌های ورودی
vnwdl.knows.nl
wjakupcake.freehostingsolution.com
todnotrahnikiw.edo-jidai.com
selolowo.angelfire.com
myjaneqyn.byethost32.com
yodnotrahnikifjf.hit.bg
todnotrahnikiq.aq.pl
yodnotrahnikiw.chottu.net
xfkdyulf.hit.bg
todnotrahnikiq.bezsternika.pl

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۱۴۱۳ بازديد
ديروز: ۱۵۲۴ بازديد
اين ماه: ۳۲۸۸۱ بازديد
از ابتدا: ۱۲۷۲۸۶۳ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6

۲۸ تير ۱۳۸۷ .
روشن من! .

ممنون چشم‌های توأم، سلام نی نی
كه دلتنگی‌هایت را
صریح و روشن
در چشم‌‌هایم می‌دوزد
و اندوه هزار ساله‌ی مرا
قطره ‌قطره می‌نوشد
كدام جنگل؟
سایه سار تو می‌تواند باشد
با این همه سبزی
و كدام قله می‌تواند
شكوه بی‌‌نیازی ترا
                      رقم بزند
در انبوه این همه آزمندان
صبوری‌ات را می‌ستایم
و دلتنگی‌هایت را می‌فهمم

                     فرهاد عابدینی

نکته مدیریتی: نکته ناراحت کننده همیشه هست...اما اگه بهش بخندیم همیشه خندونیم!

روزانه یک: دلم تنگ شده برای مامان و بابام... برای بوشهر دوستام برای تهران و خواهرم و گلها ودادا...(تازه می خوام هدیه ام رو هم ببینم!) ..اما همیشه برای لبخند و ساختن یه لحظه قشنگ بهانه هست..خدایا شکرت که هستیم و اینطوری هستیم! تازه اینقدر خوبه... ...هستی ..نمی خوای بری..منم هستم موندم...آخیش!

روزانه دو:شاید مناسبتش روز پدره یا تولد امام علی...به هرحال می ریم کنسرت.. با همه ی بدیهاش خوب بود!!!!

روزانه سه:هوا گرمه..پختیم...هوا بهتره... یه کم خنک!

روزانه چهار:تی چر زبانم خیلی شیطونه بزرگ بشم اینطوری معلم می شم!

روزانه پنج : دوساعت می گردم یه کتاب جدید( چندین تا کتاب نخونده دارم که به همشون می گم جدید) پیدا می کنم میارم بخونم میبینم یه کتابی پایین تخته اونم نخوندم هنوز یکی هم کنار جوجو افتاده یه کاغذش برای نشون وسطاشه که هنوز نخوندم با کتاب جدیده می شن سه تا.. می مونم که کدومو بخونم..از خیرش می گذرم موبایلمو برمی دارم تتریس می زنم...رکوردم می ره رو 10070 آفرین

روزانه شش:اصرار داره که من بزرگ شدم..اما هنوز وقتی مرم سراغ کتاب اول توی گروه نوجوان و اینا دنبال رمان می گردم آخی چرا؟!!!

لینکانه:

Story Of Pepsi In India...بفشارید.

صبح شما به خیر ببینم كدامتان
بیتوته كرده صبح غزل توی نامتان...
بفشارید..

دیر تش باد...بفشارید.

یک فتحی هم اینطوری شد! بفشارید.

اینم همون خوابگرد خودمون...بفشارید.

بزرگ می شم؟ (۱۳) ساعت ۱۳:۰۶ لينک
۱۸ تير ۱۳۸۷ .
شعر تازه .

ما ه ، شعرِ تازه اش تمام می شود .

همچنان

 من نشسته ام

باورم نمی شود ، ولی

روی شیب تند دامنه

یک نفر مداد خویش را عصای دست کرده است

پله پله از خیال های واقعی صعود می کند

باورم نمی شود ، ولی

مست کرده است

روی خط پرتگاه

                   راه می رود .

                                     کوروش آقامجیدی

 

نکته مدیریتی : لحظه ای که دارین از داشته هاتون با فخر تعریف می کنین، به یاد لحظه ای باشین که هیچ چیزی ماندگار نیست!

 

روزانه یک: آخرین مادربزرگم رفت! عصرها به کی سر بزنیم؟ واسش از بیرون تعریف کنیم؟ فالوده بخوریم و پفک! عکس ببینیم... جات خالیه خانم جون.

روزانه دو: تیچر! این ترمم اینقدر عالیه... که عالیه!

روزانه سه: منو می بینه سوار ماشینم پابلندی می کنه و دستم می کشه بیرون می گه پیاده شو بریم پیاده روی!(4 سالشه!)

روزانه چهار: آخرین پستم 24 خرداده!

روزانه پنج: جی میلم رو باز می کنم یه نامه از نویسنده ناآشنا دارم... باز نکرده می بینم راجع به شعری نوشته که من تو وبلاگم گذاشتم... می خونمش که شاعر محترم شعریست که چند سال پیش یه لحظه قشنگ توی یه پست آفریده. وبلاگ شانه به شانه.

روزانه شش: باید تصمیم بگیرم که تصمیم هام رو بنویسم!

روزانه هفت: پیامک زده که: طرف می گه پی اچ دی دارم می گن یعنی چی می گه پسد های اسکول دی فی کالتی! خیلی خندیدیم دادا!

روزانه هشت: دوهفته ای که بوشهر بودم سوای دلتنگی برای خانم جون یه عالمه خاطره ساختیم.. هاش دو او دیدیم... دریا نرفتیم... هی گفتیم من شبیه اونم اون شبیه اینه! .... عکس دیدیم... غیبت کردیم...و میکادو خوردیم با زردآلو.

فال فندق:

بازو به دور گردنم از مهر حلقه کن

بر آسمان بپاش شراب نگاه را

بگذار از دریچه چشم تو بنگرم

لبخند ماه را.  فریدون مشیری

راه می روی؟ (۸) ساعت ۲۲:۲۳ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
داستان
فتوبلاگ

هوای پریدن آبی بود.
شهريور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهريور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تير ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
فروردين ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تير ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
ارديبهشت ۱۳۸۷
فروردين ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۸۶
بهمن ۱۳۸۶
دی ۱۳۸۶
آذر ۱۳۸۶
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهريور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تير ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
ارديبهشت ۱۳۸۶
فروردين ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهريور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تير ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
ارديبهشت ۱۳۸۵
فروردين ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آذر ۱۳۸۴
آبان ۱۳۸۴
مهر ۱۳۸۴
شهريور ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
تير ۱۳۸۴
خرداد ۱۳۸۴
ارديبهشت ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
مهر ۱۳۸۳
شهريور ۱۳۸۳
مرداد ۱۳۸۳
تير ۱۳۸۳
خرداد ۱۳۸۳
ارديبهشت ۱۳۸۳
فروردين ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



صفحات
۱

پرهای پرواز دستان توست

عاشق که باشی

هوای پریدن آبیست

عاشق تر که شوی

محو می شوی

دوست داری بیشتر راه بروی

کنار روحی که فراز ابرهاست.

 

ارتباط
برای تماس با نويسنده:
mahasta14@gmail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:

© Copyright weblog 2003