تا وقتی که می خواستی توی اون کوچه ی خاکی قدیمی با اون عروسک گردن شکسته بازی کنی می رو صدا می کردی....حالا که توی این باغچه ی قشنگ پر از سبزه با یه عالم اسباب بازی خوشگل می خوای بازی کنی....می رو صدا نمی زنی؟
2-یه cd تصویری دارم که هروقت از کامپیوتر می بینمش به این که می رسه تصویر شطرنجی می شه و صدا به هم می ریزه و .....کامپیوترم هنگ می کنه.... این ماه تیره توی هر سال زندگی من....
3-اگه یکی خیلی ماه باشه و با مهربونی به کاری واستون کنه...چکار می کنین؟
4-40چراغ نوشته بود...اورکات را از من بگیر ! خنده ات را نه!....
من می نویسم...وقتی برای من نیست خنده ات...اورکات هم برای خودت.
5-یه راه سریع برای انتقال آرشیو از بلاگ اسکای سراغ دارین؟چنده؟
وقتی تصمیم بگیری کی می تونه روی اجراش پا بذاره؟ کی می تونه اجراش کنه؟ تصمیم می گیری بهت خوش بگذره ...حتی اگر... شب و روز بر ما گلوله بارد...
البت
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست
پ.ن.۱:اين پست مربوط به ديروز بود که به دليل نقص فني شما قادر به ديددنش نشدين...اصلن هم مربوط به اتمام اکانت نبيد!!! پ.ن.۲:جاي همه خالي....رفتيم يه جي خيليا بيدن...از جعفر و زنش سايه گرفته تاااا دده ي جعغر و دُتِ خالش و ...